علی ولی الله

خدا را شکر که مولایم علی شد....................

چگونه بخوانمت؟ چگونه یادت كنم؟ كه شرمسارم از اینكه چون تو خدایی و چون ما بندگانی چون تو مهربان وبنده نواز وبخشنده و چون بندگانی بی رحم و متجاوز

 

 


خدایا !

 

شرمسارم كه بندگانت به نام تو سر از تن جدا میكنند.



خدایا !

 

خجلم كه بندگان تو به نام تو آزار و شكنجه می دهند و حقوق انسان ها را زیر پا می گذارند.

 



خداوندا

 

شرمسارم كه بندگان تو با نام تو حكومت می كنند و دلهای امیدوار به تو را مایوس می سازند.

 



خدایا !

 

غصه دارم كه مدعیان راه تو در حالی مشعول زر اندوزی هستنددر حالی كه مردانی شرمسار از فقر و نداری نزد زن و همسر خود سر در گریبان می كنند.



خدایا !

 

شرمسارم از این همه ریا و دقل بازی! دلهایی كه نور تورا ندیده اند اما زبان و ظاهر آنها تو را فریاد می زند.

 



خدایا !

 

شرمسارم كه بر درو دیوار شهرم همه جا نام توست اما دریغ از اینكه در رفتار و كردارها بتوانم ترا بیابم.

 



خدایا !

 

خجلم كه ما بندگان از نعمتی چون فكر و اندیشه خود بهره نمی بریم و عاقبت آن را نصیب و قسمت تو می دانیم.

 


خدایا !

 

شرمسارم كه ما نمی خواهیم ترا آنگونه كه هستی بشناسیم.

 



خدایا !

 

شرمسارم كه هنوز آنقدر تورا نشناخته ایم كه تصور می كنیم برای رابطه با تو باید كسی یا چیزی را نزد تو روان كنیم.

 


خدایا !

 

خجلم كه از زمان بت پرستی تا كنون نوعی پرستش در ذهن ما نقش بسته كه به ما اجازه نمی دهد بیشتر ترا بشناسیم و هنوز خوی بت پرستی در وجود ماست.



خدایا !

 

شرمسارم كه در آسمانها به دنبال تو می گردیم در حالی كه تو با مایی و اگر خود اراده كنیم دست ما را میگیری.

 


خدایا !

 

از این ناراحتم كه روزی بسیاری از درهای علوم را بر روی خود بگشاییم و هنوز شناختمان از تو تنها در همین حد باشد.



خدایا !

 

شرمسارم كه نمی بینیم تو خارج از قوانین طبیعی هستی هرگز هرگز عملی انجام نمی دهی با این حال همه ما بندگان دست به دعا بر می داریم كه : قوانینت را به نفع كار ما تغییرده!

 


خدایا !

 

خجلم كه جهالت خود را به تو نسبت می دهیم.و هرگونه كم و كاستی و كوته اندیشی خود را ناشی از قوانین تو می دانیم. در حالی كه قوانین طبیعی تو افراد متفكر و صاحب اندیشه را میطلبد, كه بدانند این قوانین ازلی و ابدی است.

 


خدایا !

 

شرمسارم كه در طول تاریخ همه آنان كه خواستند به درستی تو را به مردم بشناسند, شكنجه دادیم و به نام كافر آنها را بر دار كردیم. و از آنان روی بر گرداندیم چرا كه آنان می خواستند تعقل را به جای تعبد پیشه ما سازند.

 


خدایا !

 

خجلم كه چون فكر نمی كنیم به حقیقت نمی رسیم پس ناچار می شویم موهومات را خیلی راحت بپزیریم.

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم آذر 1393ساعت 10:51 توسط شبنم|



امام عصر (عج) می فرمایند: شما چرا عاشورا نمی خوانید؟

عاشورا عاشورا عاشورا


یادم هست در یکی از سخنرانی ها استاد رائفی پور می گفت:

همه وقتی تشرف پیدا می کنن خدمت عرفا و علمای ربانی و اهل معنا

یک ذکری، نمازی؛ دعایی و خلاصه دستوری از آنان می خواهند

ما هم توفیق شد خدمت یکی از علما رسیدیم و مثل همه

ذکری از این عالم بالله خواستیم ولی ایشون توصیه می کرد که ذکر نمی خواد

گناه نکنید ولی ما با اصرار دستوری خواستیم و ایشون هم در آخر فرمود

که زیارت عاشورا را همراه با صد لعن و صد سلام آن بخوانید


وعده ما منتظران منتقم، روز عاشورا

ختم دسته جمعیه زیارت عاشورا

به همراه صد لعن و صد سلامآن

و همچنین پس از این طرح، انشالله

یک چله از، زیارت عاشورا

(به صورت ساده و متداول)


( عاشورا تا اربعین ) برگزار خواهد شد


دوستانی که تمایل به شرکت در این طرح معنوی را دارند

نامشان را در نظرات اعلام نمایند



خادم الحسین... شبنم وصفی


خادم الحسین..
.???


خادم الحسین..
.??


خادم الحسین..
.?


الهی بحق الحسین اشف صدر  الحسین بظهور الحجة
نوشته شده در چهارشنبه هفتم آبان 1393ساعت 10:9 توسط شبنم|

می دانم بابا دو بخش است؛ بخشی در صحرا و بخشی بر نیزه
اما اینکه عمو چند بخش است را فقط بابا می داند...

.

.

.

هلال ماه محرم است،
دلم شكسته‌ی غم است
ندا رسد ز آسمان
محرم است، محرم است
فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد

 

نوشته شده در یکشنبه چهارم آبان 1393ساعت 14:8 توسط شبنم|

 
 
 
 
 
نوشته شده در یکشنبه چهارم آبان 1393ساعت 13:56 توسط شبنم|

 
 
 
 
 
 
نوشته شده در چهارشنبه سی ام مهر 1393ساعت 10:14 توسط شبنم|

 
 
 
 
 
يامت بي حسين غوغا ندارد
 
"شفاعت بي حسين معنا ندارد"
 
حسيني باش كه در محشر نگويند
 
"چرا پرونده ات امضاء ندارد
 
 
السلام عليكم يااباصالح المهدى (عج)
 
السلام عليك ياامين الله فى ارض وحجته على عباده
 
(ياصاحب الزمان آجرک الله)
 
ماه محرم بر شما وعاشقان حسين تسليت عرض مينمايم.
 
 
 
نوشته شده در چهارشنبه سی ام مهر 1393ساعت 10:11 توسط شبنم|

 
 
 
نشانم ده صراط روشنم را

خودم را، باورم را، بودنم را

خداوندا من از نسل خلیلم

به قربانگاه می آرم «منم» را
 
 

قربان، عید سر سپردگی و بندگی مبارک
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مهر 1393ساعت 0:1 توسط شبنم|

 

 

شکر خدا که زندگی ام نذر روزه هاست

 

شکر خدا که روزی ام از سفره ی شماست

نوشته شده در شنبه دوازدهم مهر 1393ساعت 14:49 توسط شبنم|

نیلوفرجان سلام

 

حال شما..؟؟

 

شرمنده گلکم من شما رو به جا نمیارم و شمام که بهم لطف داری و همش واسم کامنت میذاری...

 

میشه خودتو معرفی کنی خانمی..

 

ممنون

نوشته شده در دوشنبه هفتم مهر 1393ساعت 10:38 توسط شبنم|

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه هفتم مهر 1393ساعت 10:35 توسط شبنم|

 

 

 

لباس یاس بر تن کرد زهرا/کنار دست او بنشست مولا


محمد خطبه خواند زهرا بلی گفت/غلط گفتم بلی نه یا علی گفت

 

یاعلی...

 

تبریک میگم این جشن بزرگ رو به همه ی شما...

 

یاحق

 

 

نوشته شده در جمعه چهارم مهر 1393ساعت 0:1 توسط شبنم|

موفقیت پیش رفتن است،  نه به نقطه ی پایان رسیدن 

 

نلسون ماندلا

نوشته شده در سه شنبه یکم مهر 1393ساعت 17:22 توسط شبنم|

امشب بدجوری دلتنگ حرم آقاعلی ابن عبدالطالبم....

 

پس کی.توفیق پیدا میکنم!!؟

 

آخ خدا جون...

 

ب بعضیا انقد دادی ک همش اونجان و ..

 

ما کجایی کار...

 

خدایا شکرگذارم..

نوشته شده در دوشنبه سی و یکم شهریور 1393ساعت 3:48 توسط شبنم|

امشب بدجوری دلتنگ حرم آقاعلی ابن عبدالطالبم....

 

پس کی.توفیق پیدا میکنم!!؟

 

آخ خدا جون...

 

ب بعضیا انقد دادی ک همش اونجان و ..

 

ما کجایی کار...

 

خدایا شکرگذارم..

نوشته شده در دوشنبه سی و یکم شهریور 1393ساعت 3:46 توسط شبنم|

 

 

سهراب سپهری

 

به سراغ من اگر می آیید،


نرم و آهسته بیایید، مبادا که ترک بردارد


چینی نازک تنهایی من.

 

شبنم وصفی قراولخانه

 

تولد: 1372

 

مرگ: شاید به زودی


 

 

 

به سراغ من اگر می آیید،
پشت هیچستانم.

پشت هیچستان جایی است.

پشت هیچستان رگ های هوا ،
پر قاصد ها ییست که خبر می آرند،
از گل واشده ی دورترین بوته ی خاک .

روی شنها هم نقشهای سم اسبان سواران ظریفی است
که صبح،به سر تپهی معراج شقایق رفتم

پشت هیچستان ، چتر خواهش باز است:
تا نسیم عطشی در بن برگی بدود،
زنگ باران به صدا می آید.

آدم اینجا تنهاست
و در این تنهایی، سایه ی نارونی تا ابدیت  جاریست.

به سراغ من اگر می آیید،
نرم و آهسته بیایید

مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من.

نوشته شده در سه شنبه هجدهم شهریور 1393ساعت 9:49 توسط شبنم|

زندگی رسم خویشاوندی است

زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ

پرسشی دارد اندازه ی عشق

زندگی چیزی نیست که لب طاقچه ی عادت از یاد من و تو برود

زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد

زندگی سوت قطاری است که در خواب پلی می پیچد

زندگی مجذور آیینه است

زندگی گل به توان ابدیت

زندگی ضرب زمین در ضربان دل ماست

زندگی هندسه ی ساده و یکسان نفسهاست

 

خودمونیم انصافا سهرابم شعر میگفته هااااااااااااااااا......

 

 

نوشته شده در سه شنبه هجدهم شهریور 1393ساعت 9:2 توسط شبنم|

سلام.

من کلا عادتمه با هرچی اشکم در بیاد و به وجد بیام به بقیه ام باید پیشنهاد کنم که

برن سمتشو حس منو تجربه کنن.

این بارم اومدم بهتون پیشنهاد بدم که یه سر به وب آقا مهرشاد واحدی بزنید و

شعر جدیدشو در مورد آقا امام رضا بخونید،

 

اینم آدرسش:

http://mehrshadvahedi.blogfa.com/

تعریف نمیکنم، چون دوس دارم خودتون بخونید و بهم بگید حستون چی بود..

یا حق

نوشته شده در دوشنبه هفدهم شهریور 1393ساعت 13:18 توسط شبنم|

هو همه حق، حق همه هو من همه هو ما همه هو
هین همه هو هان همه هو هی همه هو ها همه هو

 حضرت مولا همه هو
من بشکن ما بفکن از من و ما دم بمزن
یا همه هو یا من و ما یا من و ما یا همه هو

حضرت مولا همه هو
ولوله هو هروله هو غلغله هو هلهله هو
اصل هیاهو همه هو مایۀ غوغا همه هو

حضرت مولا همه هو
میسره هو میمنه هو کبکبه هو هیمنه هو
همهمه هو هم همه هو من همه هو ما همه هو

 حضرت مولا همه هو
مأذنه‌ها هو همه هو صومعه‌ها هو همه هو
تَن‌تَننا نالۀ ناقوس کلیسا همه هو

 حضرت مولا همه هو
نای سبوها همه هو خُمّ و کدوها همه هو
بغض گلوها همه هو نالۀ دل‌ها همه هو

حضرت مولا همه هو
می همه هو می‌زده هو بت همه هو بت‌کده هو
موبد و هندو همه هو مٶمن و ترسا همه هو

حضرت مولا همه هو
کوکوی کوکو همه هو هوهوی یاهو همه هو
نالۀ آهو همه هو نافۀ بویا همه هو

 حضرت مولا همه هو
نوح نبی بود ازو جودی ازو جود ازو
موج کف‌آلود ازو جوشش دریا همه هو

 حضرت مولا همه هو
غایتِ قُصوا همه هو مسجد اقصا همه هو
لیلۀ اَسرا همه هو مقصد اعلا همه هو

 حضرت مولا همه هو
دل همه دل‌دار همه سر همه سردار همه
یارِ سرِ دار همه در همه هو با همه هو

حضرت مولا همه هو
کار همه بار همه نور همه نار همه
دار همه یار همه لا همه الّا همه هو

حضرت مولا همه هو
صدرِ خیالی همه ما بدرِ هلالی همه ما
خیلِ موالی همه ما بر همه مولا همه هو

 حضرت مولا همه هو
طایرِ آموخته من بازِ پرافروخته من
زآتشِ دل سوخته من آتش سودا همه هو  

حضرت مولا همه هو
غرقِ تمنا همه من محوِ تماشا همه من
بلبلِ شیدا همه من باغِ تماشا همه هو

 حضرت مولا همه هو
صرفم و نحوم همه هو هوشم و صَحوم همه هو
مستی و محوم همه هو ساقی و صهبا همه هو

حضرت مولا همه هو
شورِ کلامم همه هو شُربِ مدامم همه هو
بادۀ جامم همه هو ساغر و مینا همه هو

 حضرت مولا همه هو
سوخته من ساخته من رندِ سرانداخته من
عاشقِ دل‌باخته من دلبر رعنا همه هو

حضرت مولا همه هو
هو همه حق حق همه هو هوحقِ مطلق همه هو
بانگِ اناالحق همه هو ربّی حقا همه هو

حضرت مولا همه هو
جز نفسی نیست مرا وین نفس از کیست مرا
ای همه هو چیست مرا چیست مرا یا همه هو

حضرت مولا همه هو
نیست به کس دست‌رسم هیچ‌کسم هیچ‌کسم
هیچ‌کسی هست بسم هست مرا تا همه هو

حضرت مولا همه هو

 

 

یاحق....

سلام.

شعر زیبایی از مظاهر مصفا..

حقا که هنر خودشو نشون داده

من که لذت بردم

انقدی به وجد اومدم که برخلاف عادت همیشگیم،

اومدم به وب اکثرتون و واستون دعوت نامه گذاشم

خوشحالم کردید که تشریف آوردید

 

مرسیی همتون

نوشته شده در دوشنبه هفدهم شهریور 1393ساعت 12:47 توسط شبنم|

کمتر از آهو که نیستم . . .

 

میشه ضامنم بشی؟

 

 

عید قشنگه هممون مبارک......

 

نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393ساعت 20:36 توسط شبنم|


یک بلیط
باز یک حال عجیب
پر شده از رنگ حرم
رنگ یک اذن ورود
رنگ یک گنبد زرد
هر حیاطی یک حوض
پر ز آب کوثر
و وضو بر لب حوض
باز هم اذن ورود
یک قدم تا مقصود
در همین حین میان رویا
ناگهان بغض مرا می گیرد
گویی انگار مشرف شده ام
به خودم می آیم
چند روزی به سفر هست هنوز …

نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393ساعت 20:31 توسط شبنم|



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت