علی ولی الله

خدا را شکر که مولایم علی شد....................

حتما به این آدرس

http://www.mazloum.ir/

سربزنید و پست ((شرح عاشقی؛ پا به پای صبر تا دیدار شاه)) رو بخونید و فیلمشو ببینید

محشره خودم ک هر بار دیدم گریه کردم..

عالیه

نوشته شده در سه شنبه شانزدهم دی 1393ساعت 17:56 توسط شبنم|

 

 

خدایا میشه توبه امو قبول کنی؟؟؟

من خیلی پشیمونم..

خدایا میگن شما خیلی مهربونی..

خیلی...

خدایی ک من دارم لطفش خیلی زیاد.

منو ببخش.

خدایا میبینی که چقد جلو خودمو میگیرم.

دیگ دارم کم میارم.

دیگ از خودت کمک میخام.

تورو به علی قسمت میدم  کمکم کن...

هنوزم زیر پام لیزه و ایمانم سست..

هر لحظه امکان داره پام بلغضه..

یا حسین..من دلم تنگه.خودت دردمو میدونی..

کمکم کن آقا...

میشه منم بطلبی؟؟!!!

 

نوشته شده در سه شنبه شانزدهم دی 1393ساعت 17:45 توسط شبنم|

آغاز گشته امامت مهدی موعود


روشن کنید شمعها و عود


برای آمدنش دعا کنید


طولانی کنید نمازتان رابا سجود

نوشته شده در پنجشنبه یازدهم دی 1393ساعت 1:48 توسط شبنم|

 

 

 
انگاری با من حرفی داره
هی سر به سر من میذاره
آقـــاجــــــان
هی به من میگه نیا حرم!
به خدا منم یه نوکرم
کربلا نرم کجا برم ؟
آقـــــاجـــــان
حسین اشکامو نگاه کن
حسین گره هامو وا کن
حسین دردمو دوا کن..
کی میتونه هق هق منو گوش کنه
کی میتونه ناله هامو خاموش کنه
کاشکی می شد دوریت رو فراموش کنم
کاشکی می شد قلبمو یه شش گوش کنم
امیرم بی تو می میرم .. بی تو می میرم
خوش باشی آقا با زائرات
خوش بگذره با کبوترات
بین الحرمین قهرم باهات 
وای وای وای..
(خوش باشی خانم با زائرات
خوش بگذره با مسافرات ! )
دوستم اومده از صحن و سرات(از کربلات)
سوخته دلمو با خاطرات
اورده برام آب فرات
وای وای وای..

حسین ای خواب و قرارم
حسین آبرو ندارم
حسین من بی کس و کارم
آشتی کن امشب دوباره با نوکرت
آقا تو رو جون اون علی اکبرت
دوباره فرصت بده تا جبران کنم
دردای بی درمونم رو درمان کنم
امیرم بی تو می میرم.. بی تو می میرم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه سوم دی 1393ساعت 9:40 توسط شبنم|

شب یلدا در سخن شاعران

 

 

پاییز ثانیه ثانیه می گذرد، یادت نرود این جا کسی هست که به اندازه

تمام برگ های رقصان پاییز برایت آرزوهای خوب دارد.

عمرت یلدایی، دلت دریایی، روزگارت بهاری

یلدای خوشی را برایتان آرزو می کنم

 

نوشته شده در چهارشنبه سوم دی 1393ساعت 9:30 توسط شبنم|

چگونه بخوانمت؟ چگونه یادت كنم؟ كه شرمسارم از اینكه چون تو خدایی و چون ما بندگانی چون تو مهربان وبنده نواز وبخشنده و چون بندگانی بی رحم و متجاوز

 

 


خدایا !

 

شرمسارم كه بندگانت به نام تو سر از تن جدا میكنند.



خدایا !

 

خجلم كه بندگان تو به نام تو آزار و شكنجه می دهند و حقوق انسان ها را زیر پا می گذارند.

 



خداوندا

 

شرمسارم كه بندگان تو با نام تو حكومت می كنند و دلهای امیدوار به تو را مایوس می سازند.

 



خدایا !

 

غصه دارم كه مدعیان راه تو در حالی مشعول زر اندوزی هستنددر حالی كه مردانی شرمسار از فقر و نداری نزد زن و همسر خود سر در گریبان می كنند.



خدایا !

 

شرمسارم از این همه ریا و دقل بازی! دلهایی كه نور تورا ندیده اند اما زبان و ظاهر آنها تو را فریاد می زند.

 



خدایا !

 

شرمسارم كه بر درو دیوار شهرم همه جا نام توست اما دریغ از اینكه در رفتار و كردارها بتوانم ترا بیابم.

 



خدایا !

 

خجلم كه ما بندگان از نعمتی چون فكر و اندیشه خود بهره نمی بریم و عاقبت آن را نصیب و قسمت تو می دانیم.

 


خدایا !

 

شرمسارم كه ما نمی خواهیم ترا آنگونه كه هستی بشناسیم.

 



خدایا !

 

شرمسارم كه هنوز آنقدر تورا نشناخته ایم كه تصور می كنیم برای رابطه با تو باید كسی یا چیزی را نزد تو روان كنیم.

 


خدایا !

 

خجلم كه از زمان بت پرستی تا كنون نوعی پرستش در ذهن ما نقش بسته كه به ما اجازه نمی دهد بیشتر ترا بشناسیم و هنوز خوی بت پرستی در وجود ماست.



خدایا !

 

شرمسارم كه در آسمانها به دنبال تو می گردیم در حالی كه تو با مایی و اگر خود اراده كنیم دست ما را میگیری.

 


خدایا !

 

از این ناراحتم كه روزی بسیاری از درهای علوم را بر روی خود بگشاییم و هنوز شناختمان از تو تنها در همین حد باشد.



خدایا !

 

شرمسارم كه نمی بینیم تو خارج از قوانین طبیعی هستی هرگز هرگز عملی انجام نمی دهی با این حال همه ما بندگان دست به دعا بر می داریم كه : قوانینت را به نفع كار ما تغییرده!

 


خدایا !

 

خجلم كه جهالت خود را به تو نسبت می دهیم.و هرگونه كم و كاستی و كوته اندیشی خود را ناشی از قوانین تو می دانیم. در حالی كه قوانین طبیعی تو افراد متفكر و صاحب اندیشه را میطلبد, كه بدانند این قوانین ازلی و ابدی است.

 


خدایا !

 

شرمسارم كه در طول تاریخ همه آنان كه خواستند به درستی تو را به مردم بشناسند, شكنجه دادیم و به نام كافر آنها را بر دار كردیم. و از آنان روی بر گرداندیم چرا كه آنان می خواستند تعقل را به جای تعبد پیشه ما سازند.

 


خدایا !

 

خجلم كه چون فكر نمی كنیم به حقیقت نمی رسیم پس ناچار می شویم موهومات را خیلی راحت بپزیریم.

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم آذر 1393ساعت 10:51 توسط شبنم|



امام عصر (عج) می فرمایند: شما چرا عاشورا نمی خوانید؟

عاشورا عاشورا عاشورا


یادم هست در یکی از سخنرانی ها استاد رائفی پور می گفت:

همه وقتی تشرف پیدا می کنن خدمت عرفا و علمای ربانی و اهل معنا

یک ذکری، نمازی؛ دعایی و خلاصه دستوری از آنان می خواهند

ما هم توفیق شد خدمت یکی از علما رسیدیم و مثل همه

ذکری از این عالم بالله خواستیم ولی ایشون توصیه می کرد که ذکر نمی خواد

گناه نکنید ولی ما با اصرار دستوری خواستیم و ایشون هم در آخر فرمود

که زیارت عاشورا را همراه با صد لعن و صد سلام آن بخوانید


وعده ما منتظران منتقم، روز عاشورا

ختم دسته جمعیه زیارت عاشورا

به همراه صد لعن و صد سلامآن

و همچنین پس از این طرح، انشالله

یک چله از، زیارت عاشورا

(به صورت ساده و متداول)


( عاشورا تا اربعین ) برگزار خواهد شد


دوستانی که تمایل به شرکت در این طرح معنوی را دارند

نامشان را در نظرات اعلام نمایند



خادم الحسین... شبنم وصفی


خادم الحسین..
.???


خادم الحسین..
.??


خادم الحسین..
.?


الهی بحق الحسین اشف صدر  الحسین بظهور الحجة
نوشته شده در چهارشنبه هفتم آبان 1393ساعت 10:9 توسط شبنم|

می دانم بابا دو بخش است؛ بخشی در صحرا و بخشی بر نیزه
اما اینکه عمو چند بخش است را فقط بابا می داند...

.

.

.

هلال ماه محرم است،
دلم شكسته‌ی غم است
ندا رسد ز آسمان
محرم است، محرم است
فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد

 

نوشته شده در یکشنبه چهارم آبان 1393ساعت 14:8 توسط شبنم|

 
 
 
 
 
نوشته شده در یکشنبه چهارم آبان 1393ساعت 13:56 توسط شبنم|

 
 
 
 
 
 
نوشته شده در چهارشنبه سی ام مهر 1393ساعت 10:14 توسط شبنم|

 
 
 
 
 
يامت بي حسين غوغا ندارد
 
"شفاعت بي حسين معنا ندارد"
 
حسيني باش كه در محشر نگويند
 
"چرا پرونده ات امضاء ندارد
 
 
السلام عليكم يااباصالح المهدى (عج)
 
السلام عليك ياامين الله فى ارض وحجته على عباده
 
(ياصاحب الزمان آجرک الله)
 
ماه محرم بر شما وعاشقان حسين تسليت عرض مينمايم.
 
 
 
نوشته شده در چهارشنبه سی ام مهر 1393ساعت 10:11 توسط شبنم|

 
 
 
نشانم ده صراط روشنم را

خودم را، باورم را، بودنم را

خداوندا من از نسل خلیلم

به قربانگاه می آرم «منم» را
 
 

قربان، عید سر سپردگی و بندگی مبارک
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مهر 1393ساعت 0:1 توسط شبنم|

 

 

شکر خدا که زندگی ام نذر روزه هاست

 

شکر خدا که روزی ام از سفره ی شماست

نوشته شده در شنبه دوازدهم مهر 1393ساعت 14:49 توسط شبنم|

نیلوفرجان سلام

 

حال شما..؟؟

 

شرمنده گلکم من شما رو به جا نمیارم و شمام که بهم لطف داری و همش واسم کامنت میذاری...

 

میشه خودتو معرفی کنی خانمی..

 

ممنون

نوشته شده در دوشنبه هفتم مهر 1393ساعت 10:38 توسط شبنم|

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه هفتم مهر 1393ساعت 10:35 توسط شبنم|

 

 

 

لباس یاس بر تن کرد زهرا/کنار دست او بنشست مولا


محمد خطبه خواند زهرا بلی گفت/غلط گفتم بلی نه یا علی گفت

 

یاعلی...

 

تبریک میگم این جشن بزرگ رو به همه ی شما...

 

یاحق

 

 

نوشته شده در جمعه چهارم مهر 1393ساعت 0:1 توسط شبنم|

موفقیت پیش رفتن است،  نه به نقطه ی پایان رسیدن 

 

نلسون ماندلا

نوشته شده در سه شنبه یکم مهر 1393ساعت 17:22 توسط شبنم|

امشب بدجوری دلتنگ حرم آقاعلی ابن عبدالطالبم....

 

پس کی.توفیق پیدا میکنم!!؟

 

آخ خدا جون...

 

ب بعضیا انقد دادی ک همش اونجان و ..

 

ما کجایی کار...

 

خدایا شکرگذارم..

نوشته شده در دوشنبه سی و یکم شهریور 1393ساعت 3:48 توسط شبنم|

امشب بدجوری دلتنگ حرم آقاعلی ابن عبدالطالبم....

 

پس کی.توفیق پیدا میکنم!!؟

 

آخ خدا جون...

 

ب بعضیا انقد دادی ک همش اونجان و ..

 

ما کجایی کار...

 

خدایا شکرگذارم..

نوشته شده در دوشنبه سی و یکم شهریور 1393ساعت 3:46 توسط شبنم|

 

 

سهراب سپهری

 

به سراغ من اگر می آیید،


نرم و آهسته بیایید، مبادا که ترک بردارد


چینی نازک تنهایی من.

 

شبنم وصفی قراولخانه

 

تولد: 1372

 

مرگ: شاید به زودی


 

 

 

به سراغ من اگر می آیید،
پشت هیچستانم.

پشت هیچستان جایی است.

پشت هیچستان رگ های هوا ،
پر قاصد ها ییست که خبر می آرند،
از گل واشده ی دورترین بوته ی خاک .

روی شنها هم نقشهای سم اسبان سواران ظریفی است
که صبح،به سر تپهی معراج شقایق رفتم

پشت هیچستان ، چتر خواهش باز است:
تا نسیم عطشی در بن برگی بدود،
زنگ باران به صدا می آید.

آدم اینجا تنهاست
و در این تنهایی، سایه ی نارونی تا ابدیت  جاریست.

به سراغ من اگر می آیید،
نرم و آهسته بیایید

مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من.

نوشته شده در سه شنبه هجدهم شهریور 1393ساعت 9:49 توسط شبنم|



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت